07 خرداد 1405 / ۱۱ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 51924
سه شنبه 19 بهمن 1395 , 12:35
سه شنبه 19 بهمن 1395 , 12:35


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


چقدر دیر رسیدیم / عکس
قبل از اینکه برویم راهیان نور، رفتیم گلزار شهدای روستای یکن آباد. فامیلی های سه تا از شهدا، شبیه هم بود؛ احمدی. اسم پدر هر سه تاشان هم حاج عبدالله بود. فهمیدیم با هم برادرند.

به دوستم گفتم، دفعه ی بعد، بریم خونه ی این شهدا. هنوز قدم از قدم برنداشته بودم که کنار یکی از این شهدا، یک مزار دیدم؛ مزارحاج عبدالله احمدی.
به خودم امید دادم: خب می ریم سراغ مادرشون!
دو قدم رفتم بالاتر. کنار سومین شهیدشون، چشمام رو سنگ نوشته ی یه مزار خشک شد: «مادر شهیدان احمدی»...

منبع: مشرق

















